السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

55

تفسير الميزان ( فارسي )

باره عبد اللَّه بن ابى نازل شده ، چون او و يارانش اظهار اسلام كردند در حالى كه ورودشان به اسلام صورى و توأم با كفر درونيشان بود . « 1 » مؤلف : ظاهر سياق اين آيات چنين مىنمايد كه روى سخن در همه آنها به اهل كتاب باشد مگر اينكه كسى بگويد اين يك آيه تنها و جدا از بقيه آيات نازل شده . در اين صورت مىتوان گفت كه در خصوص اين يك آيه روى سخن با منافقين باشد . باز در همين كتاب در ذيل جمله « * ( وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا بِه ) * » گفته كه معصوم فرمود : معناى اين جمله اين است كه آنان با همين اظهار اسلام خود از ايمان بيرون شدند . « 2 » و در كافى به اسناد خود از ابى بصير از عمر بن رياح از حضرت ابى جعفر ( ع ) نقل مىكند كه ابن رياح گفت : خدمت آن جناب عرض كردم شنيده‌ام كه شما فرموده‌ايد : هر كس كه به غير سنت و روش پيغمبر ( ص ) طلاق دهد طلاقش به نظر شما صحيح نيست ، حضرت فرمود : من نمىگويم بلكه خداى عز و جل فرموده ، هان اى ابن رياح به خدا سوگند اگر ما چيزى از پيش خود به شما بگوييم و به ناروا فتوا دهيم از شما بد حالتر خواهيم بود ، زيرا خداى تعالى مىفرمايد : * ( « لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ » ) * يعنى : چرا علماى يهود آنان را از گناهان قولى و خوردن مال نامشروع باز نمىدارند ؟ ! . « 3 » و در تفسير عياشى از ابى بصير نقل مىكند كه گفت : به امام صادق ( ع ) عرض كردم : عمر بن رياح خيال كرده است كه فتواى تو اينست كه طلاق بدون گواه باطل است آيا او درست فهميده و رأى شما همين است يا خير ؟ امام فرمود : من نگفتم بلكه خداى تعالى فرموده ، به خدا سوگند اگر ما از پيش خود براى شما فتوا دهيم از شما بدتر خواهيم بود ، خداى متعال در باره يهود مىفرمايد : * ( « لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبارُ . . . » ) * . « 4 » و شيخ در كتاب مجالس به اسناد خود از ابن ابى عمير از هشام بن سالم از امام جعفر صادق ( ع ) نقل مىكند كه آن جناب در ذيل آيه شريفه : * ( « وَقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّه مَغْلُولَةٌ » ) * فرمود : يهود مىگفتند خدا از كارهاى خدايى خود و تدبير عالم فارغ شده است و - العياذ باللَّه - نسبت به امور عالم مسلوب الاختيار و دست بسته است . « 5 »

--> ( 1 و 2 ) تفسير على بن ابراهيم ج 1 ص 170 . ( 3 ) فروع كافى ج 6 ص 57 حديث 1 . ( 4 ) تفسير عياشى ج 1 ص 330 حديث 144 . ( 5 ) البرهان ص 486 حديث 3 .